کد خبر 132135
۷ دی ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

روزشمار شهادت؛ شهدای 7 دی

روزشمار شهادت؛

شهدای 7 دی

امروز 7 دی ماه مصادف با شهادت سه تن از رزمندگان دلیر دفاع مقدس است. به همین بهانه گذری کوتاه بر زندگی ایشان داریم.

 به گزارش حیات؛ امروز 7 دی ماه مصادف با شهادت سه تن از رزمندگان دلیر دفاع مقدسحسن پاک‌ یاری، شهید ابوالقاسم عابدینی، شهید محمد چاحوضی است. به همین بهانه گذری کوتاه بر زندگی ایشان داریم.شهید حسن پاک‌ یاری در صبحی بهاری از سال ۱۳۳۸ش در یکی از محله‌های قدیمی شیراز، دامان پرمهر مادری به شور و شوق وجود نوزادی به‌نام حسن طراوت یافت؛ شهید حسن پاک‌یاری. وی دوران کودکی‌اش را در شیراز گذراند و ایام بازی و سرگرمی‌های کوچه پس‌کوچه‌اش را به خاطره‌ها سپرد تا در پشت نیمکت‌های مدرسه، علم بیاموزد. حسن پس از طی مراحل مختلف تحصیلی، موفق به اخذ دیپلم در رشته مکانیک شد. دوران تحصیل او در هنرستان نمازی شیراز با روزهای شکوه‌مند انقلاب اسلامی هم‌زمان شده بود و وی نیز هم‌گام با سایر مردم در مبارزات ضد رژیم حرکت می‌کرد. در این مسیر نیز بار‌ها تحت تعقیب ساواک قرار گرفت؛ به‌طوری‌که دستگیر و بازداشت هم شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ش به عضویت نهاد مقدس سپاه پاسداران درآمد و در لباس پاسداری از‌‌ همان ابتدا خود را برای مبارزه با دشمنان انقلاب آماده کرد. با شروع آتش‌افروزی‌های ضد انقلاب در غرب، راهی کردستان شد و به مدت ۹ ماه در سمت مسئول گردان به مبارزه با منافقین و اشرار پرداخت. پاک‌یاری در پائیز ۱۳۵۹ش درحالی‌که برای تهیه مهمات مورد نیاز نیروهای تحت امر، به آبادان عزیمت کرده بود، در ایستگاه ۷ آبادان با اصابت ترکش خمپاره مجروح شد و پس از مدت کوتاهی در تاریخ هفتم دی‌ماه سال ۱۳۵۹ هجری شمسی در سن بیست و یک سالگی، قلبش از تپیدن ایستاد و در تاریخ سرخ خوزستان جاودانه شد و به مقام عظمای شهادت نائل آمد.شهید ابوالقاسم عابدینیشهید ابوالقاسم عابدینی در سال 1310 در یکی از قصبات دماوند در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش تا کلاس چهارم طی کرد و پس از ازدواج به تهران عزیمت کرد. از نوجوانی با تعالیم عالیه اسلام آشنا گردید و عشق به اسلام در جانش ریشه ای عمیق گرفت و وی را به سوی مبارزات سیاسی – مذهبی سوق داد.  در سال های 42 – 1341 به هیئت های مؤتلفه اسلامی پیوست و بر فعالیت های مبارزاتی اش افزود. در این سال ها ضمن شرکت در جلسات مختلف هیئت و همچنین کسب فیض از سخنرانی های شهید مظلوم دکتر بهشتی، اقدام به پخش اعلامیه های حضرت امام خمینی می نمود و در قیام خونبار 15 خرداد نیز حضوری فعال و شایسته داشت.پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در همه صحنه ها حضوری شایسته داشت و به عناوین مختلف از ثمرات خون شهیدان حراست می نمود. در سال 1360 در تداوم خدمت به انقلاب و مبارزه با ضد انقلاب داخلی و خارجی به قسمت موتوری دادستانی انقلاب اسلامی مستقر در اوین پیوست و در این مقام با وجود کهولت سن از هیچ تلاشی جهت پیشبرد اهداف اسلامی اش فرو نگذارد و منشأ خدمات شایسته و فراوانی گردید.  او که تجربه ای گرانقدر از سال ها مبارزه داشت با آگاهی تمام نسبت به ماهیت گروهک های ضد انقلابی وابسته به شرق و غرب، قدم در مبارزه ای نهاده بود که می دانست با شهادتش همراه خواهد بود، لیکن تعهدش به اسلام و پیرویش از حضرت امام قدرتمندتر از آن بود که سستی و خللی را در اراده مستحکمش راه دهد. شهید عابدینی به سبب خدمات شایسته اش چه در محل زندگی و چه در محل کار زبانزد همه بود و همین امر باعث شد تا منافقین کوردل وی را شناسایی کرده و نقشه قتل او را بریزند. حوالی ساعت 5 بعدازظهر روز هفتم دی ماه 1360 دو نفر از تروریست های منافق به مغازه محل کار شهید وارد می شوند و در کمال بی رحمی وی را هدف گلوله قرار می دهند. صدای گلوله امت حزب الله را متوجه حادثه می کند و مردم به طرف مغازه هجوم می آورند.  تروریست های مزدور که از حضور امت اسلام بیش از هر چیز وحشت داشتند، در پناه آتش گلوله از صحنه می گریزند و مردم با پیکر غرق در خون شهید بزرگوار دیگری روبری می شوند.شهید محمد چاحوضیشهید محمد چاحوضی در سال ۱۳۴۱ش در روستای چاحوض از توابع شهرستان بیرجند چشم به جهان هستی گشود. محمد از کودکی به کار و تلاش و کمک به خانواده‌اش مشغول شد؛ به‌طوری‌که از زمانی که قدرت انجام کار پیدا کرد، به قالی‌بافی پرداخت. در عین حال، محمد از تحصیل نیز غافل نبود و روز‌ها در زادگاهش روستای چاحوض، به قالی‌بافی می‌پرداخت و شب‌ها برای تحصیل به بیرجند می‌رفت تا به این ترتیب، دوره‌ ابتدایی را به پایان رساند. محمد دائماً در مسجد بود و از به‌جا آوردن نماز و روزه خود غافل نمی‌شد. در دوران اوج مبارزات انقلابی مردم که در بیرجند بود، شبانه به روستا می‌آمد و اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (ره) را به دیوار می‌زد، اما هیچ‌کس نمی‌دانست که این کار اوست. محمد همیشه به اطرافیان سفارش می‌کرد که: «راه امام (ره) را ادامه دهید.» او علاقه زیادی به انقلاب اسلامی داشت و آرزویش شهادت بود. شش ماه به زمان خدمت نظام وظیفه‌اش مانده بود که داوطلبانه به سربازی رفت. دوران آموزشی را در تهران گذراند، سپس به کرمان منتقل شد و از کرمان به منطقه‌ کرخه نور اعزام گردید تا این‌که سرانجام در تاریخ هفتم دی‌ماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی در سن نوزده سالگی به آرزوی دیرینه‌اش رسید و بر اثر اصابت ترکش خمپاره، به خیل شهدا پیوست. پیکر پاک شهید محمد چاحوضی به بیرجند منتقل شد و پس از تشییع در زادگاهش (گلزار شهدای چاحوض) به خاک سپرده شد.پایان پیام/ 

برچسب‌ها